نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
اینجا آخر آرزوهاست.سر سطر
آیا می توان آرزو ها را دوباره سر سطر نوشت
و رویا ها را به واقعیت تبدیل کرد
و خوبی ها و بدی ها را در سطر بالا جا داد...؟!
می خواهم با آرزوهایم سر سطر بشینم و در هیچ سطری جا نمانم
آیا می شود ...؟








